قصه
ساعتِ عقبمانده
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
ساعت آشپزخانهٔ ما هر روز چهار دقیقه عقب میماند. یکشنبه آن را دقیق تنظیم کردم.
ساعت آشپزخانه روزی دقیقه عقب میماند. یکشنبه دقیق تنظیمش کردم.
عقبماندگی (دقیقه) پس از روز: .
شش روز بعد، شنبه، بیستوچهار دقیقه عقب بود. ساعت هفت و سیوشش دقیقه را نشان میداد، در حالی که ساعت درست هشت بود، و کم مانده بود دیر کنم.
بعد از روز: دقیقه عقب است. را نشان میداد، در حالی که بود، و کم مانده بود دیر کنم.
برای داریم ؛ ساعت ، زمان درست .
با خودم فکر کردم: ساعت کِی خودش دوباره درست میشود؟ باید یک دوازدهساعت کامل عقب بیفتد، چون فقط آن موقع عقربهها دوباره همان جا را نشان میدهند. دوازده ساعت هفتصد و بیست دقیقه است و هفتصد و بیست تقسیم بر چهار میشود صد و هشتاد روز.
کِی دوباره درست میشود؟ فقط وقتی ساعت عقب باشد: دقیقه، و روز.
درست شدن دوباره: .
پس ساعتِ عقبمانده هر صد و هشتاد روز یک بار درست است. ساعتِ ایستاده روزی دو بار درست است، یعنی در همان صد و هشتاد روز سیصد و شصت بار، در برابر یک بار. با این حال ساعت خودم را دوباره تنظیم کردم.
ساعت عقبمانده هر روز یک بار درست است؛ ساعت ایستاده روزی بار، یعنی در همان مدت بار در برابر بار.
عقبمانده: بار؛ ایستاده: بار (در روز).
حرفهای کلمهها: ۴۷۸ ← ۲۲۵ ← ۸۱.
نمادها را چطور بخوانیم
- s از d؛ میزان عقبماندگی ساعت پس از d روز
- a بر b؛ a تقسیم بر b
- ضرب در
- اگر و تنها اگر؛ دقیقاً وقتی