قصه
سنگ در چاه
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
چاهی عمیق بود. سنگریزهای انداختم و شمردم تا صدای شلپ را شنیدم: دو ثانیه و یکدهم ثانیه.
چاهی عمیق. سنگریزهای انداختم و شمردم: شلپ بعد از ثانیه آمد.
شلپ: .
سنگی که میافتد تندتر میشود. در ثانیهٔ اول حدود پنج متر میافتد (چهار و نُه دهم)؛ در دو ثانیه حدود بیست متر (نوزده و شش دهم)، چهار برابر، نه دو برابر. در سه ثانیه حدود چهلوچهار متر (چهلوچهار و یک دهم)، نُه برابر. فاصله مثل مجذور زمان بزرگ میشود.
افتادن: متر. : متر. : متر، یعنی برابر، نه برابر. : متر، یعنی برابر. پس .
؛ و و ؛ .
اگر همهٔ دو ثانیه و یکدهم را افتادن حساب کنم، عمق چاه حدود بیستویک و شش دهم متر میشود. ولی این زمان بازگشت صدا به بالا را هم دارد و صدا آنقدر کند هست که به حساب بیاید. وقتی راه صدا را با سرعت سیصد و چهلوسه متر بر ثانیه حساب میکنم، خود افتادن حدود دو ثانیه و چهار صدم طول کشیده است.
سادهانگارانه متر. ولی برگشتن صدا با سرعت متر بر ثانیه را هم دارد: ثانیه.
؛ .
پس عمق چاه حدود بیست متر و چهار دهم است، نه بیستویک و شش دهم: راه صدا بیش از یک متر مرا به اشتباه انداخته بود. و شگفتی: چاهی چهار برابر عمیقتر فقط دو برابر زمان برای افتادن لازم دارد، یعنی حدود چهار ثانیه.
عمق: متر، نه متر؛ صدا مرا حدود متر به اشتباه انداخته بود. چاه برابر عمیقتر: افتادن برابر طول میکشد، یعنی حدود ثانیه.
؛ ؛ .
حرفهای کلمهها: ۶۱۴ ← ۲۳۵ ← ۶.
نمادها را چطور بخوانیم
- اس برابر است با یکدوم جی تی به توان دو: فاصلهٔ افتادن سنگ
- متناسب با
- تی به توان دو
- ضربدر
- تقریباً برابر
- پس؛ نتیجه میشود