درس زندگی
همین حالا سر جایش بگذار
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
هر روز حدود شش چیز را اینطرف و آنطرف رها میکنم: یک لیوان، یک جوراب، یک کتاب، یک خودکار و مانند آن. سر جای خودش گذاشتن هر چیز پانزده ثانیه طول میکشد.
هر روز چیز را رها میکنم. سر جایش گذاشتن هر چیز ثانیه طول میکشد.
چیز در روز ، هزینهٔ همین حالا (ثانیه): .
اگر هر چیز را همان لحظه سر جایش بگذارم، شش چیز در روز نود ثانیه میشود، یعنی فقط یک دقیقه و نیم. بعد از یک هفته روی هم ده دقیقه و نیم وقت گذاشتهام.
همان لحظه: ثانیه در روز. در روز: ثانیه، یعنی دقیقه.
، یعنی دقیقه.
اگر رهایشان کنم، تپه بزرگ میشود. بعد از یک هفته چهلودو چیز هست و با وجود تپه هر چیز دو برابر وقت میبرد، چون باید جایش را پیدا کنم: سی ثانیه برای هر کدام. این میشود بیستویک دقیقه.
اگر تپه شود: بعد از روز چیز داریم. حالا هر کدام ثانیه است، پس ثانیه، یعنی دقیقه.
تپه: چیز با هزینهٔ ؛ ، یعنی دقیقه.
پس تپه دو برابر خرج دارد: ده دقیقه و نیم بیشتر. درس کوچک است و یادش آسان: چیزی که همین حالا سر جایش بگذاری پانزده ثانیه خرج دارد و چیزی که بعداً بگذاری سی ثانیه.
صبر کردن قیمت را دو برابر میکند: دقیقه. همین حالا ثانیه، بعداً ثانیه.
هزینهٔ بعداً است، پس .
حرفهای کلمهها: ۴۷۷ ← ۱۹۶ ← ۷۱.
نمادها را چطور بخوانیم
- ضرب در
- a بر b؛ a تقسیم بر b
- n؛ تعداد چیزها در روز
- c؛ هزینهٔ همین حالا سر جا گذاشتن یک چیز، به ثانیه