همهٔ قصه‌ها

خبر

آسانسور خراب

پیش‌نویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.

روی هر بند بزن تا کلمه‌هایش را ببینی.

آسانسور یک ساختمان بلند دوازده روز خراب بود. ساکنان طبقهٔ پنجم، یعنی بالاترین طبقه، مجبور بودند از پله بروند.

آسانسور روز خراب بود و ساکنان طبقهٔ از پله رفتند.

آسانسور خراب: روز، طبقهٔ .

هر طبقه هجده پله دارد، پس طبقهٔ پنجم نود پله بالاست. ارتفاع هر پله هفده سانتی‌متر است، پس هر بار بالا رفتن آدم را پانزده متر و سی سانتی‌متر بالا می‌برد.

هر طبقه پله دارد: . هر پله سانتی‌متر است: سانتی‌متر، یعنی متر در هر بار.

پله و سانتی‌متر.

یکی از ساکنان روزی سه بار بیرون می‌رفت و به خانه برمی‌گشت. یعنی سه بار بالا رفتن، دویست و هفتاد پله، که هر روز چهل‌وپنج متر و نود سانتی‌متر ارتفاع است.

روزی سه بار بالا رفتن: پله و متر در روز.

روزی متر.

در آن دوازده روز، همان ساکن روی هم پانصد و پنجاه متر و هشتاد سانتی‌متر بالا رفت، یعنی بیش از نیم کیلومتر، فقط با آمدن به خانه.

در روز: متر، و است: بیش از نیم کیلومتر.

متر، پس .

بعد از تعمیر از ده ساکن پرسیدیم و شش نفر گفتند گاهی هنوز از پله می‌روند. کسی که زانو یا قلبش مشکل دارد، پیش از پله‌رفتنِ زیاد از پزشک بپرسد.

بعد از تعمیر، از ساکن نفر هنوز گاهی از پله می‌روند: . با مشکل زانو یا قلب، اول از پزشک بپرس.

هنوز بالا می‌روند: .

حرف‌های کلمه‌ها: ۵۱۳ ← ۲۱۱ ← ۵۶.

نمادها را چطور بخوانیم

  • ضرب در
  • سانتی‌متر
  • متر
  • درصد
  • بزرگ‌تر از