همهٔ قصه‌ها

قصه

شمردنِ سیب‌ها

پیش‌نویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.

روی هر بند بزن تا کلمه‌هایش را ببینی.

روز برداشت از دوازده درخت سیب چیدم. روی پنجاه کیلوگرم از هر درخت حساب کرده بودم که می‌شد ششصد کیلوگرم.

روز برداشت: درخت، و روی کیلوگرم از هر درخت حساب کرده بودم، یعنی کیلوگرم.

.

ده درخت همان پنجاه کیلوگرم را دادند. اما دو درخت جوان که فقط دو سال پیش کاشته بودمشان هر کدام بیست کیلوگرم دادند. پس روی هم پانصد و چهل کیلوگرم شد، نُه‌دهمِ آنچه انتظار داشتم.

درخت کیلوگرم دادند، ولی درخت جوان هر کدام کیلوگرم: کیلوگرم. یعنی از آنچه انتظار داشتم.

و .

سیب‌ها را در جعبه‌های بیست‌کیلویی می‌گذاریم. پانصد و چهل تقسیم بر بیست می‌شود بیست‌وهفت جعبه.

جعبه‌های کیلویی: جعبه.

.

سه‌چهارم سیب‌ها را فروختیم، یعنی چهارصد و پنج کیلوگرم، و صد و سی‌وپنج کیلوگرم در خانه ماند. هر پنج کیلوگرم سیب دو لیتر آب‌میوه می‌دهد، پس از آنچه ماند پنجاه‌وچهار لیتر آب‌میوه گرفتیم. سال دیگر درخت‌های جوان بیشتر می‌دهند.

کیلوگرم فروختیم و کیلوگرم ماند. هر کیلوگرم، لیتر آب‌میوه: لیتر.

و و .

حرف‌های کلمه‌ها: ۴۵۳ ← ۱۸۹ ← ۳.

نمادها را چطور بخوانیم

  • ضربدر
  • تقسیم بر
  • سه‌چهارم
  • کیلوگرم
  • لیتر