همهٔ قصه‌ها

قصه

حوله‌های خیس

پیش‌نویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.

روی هر بند بزن تا کلمه‌هایش را ببینی.

دوازده حولهٔ خیس داشتم و یک بند رخت. بند جای شش حوله را دارد و حولهٔ خیس در آفتاب دو ساعته خشک می‌شود.

حولهٔ خیس و یک بند. بند جای حوله را دارد؛ هر حوله در ساعت خشک می‌شود.

حوله ، بند ، زمان : هر بند جا، هر نوبت ساعت.

اول شش حوله، بعد شش حولهٔ دیگر: دو ساعت، باز هم دو ساعت. روی هم چهار ساعت، و تا آن موقع آفتاب رفته بود.

اول حوله، بعد حولهٔ دیگر: ساعت. تا آن موقع آفتاب رفته بود.

برای داریم .

پس بند دومی از پنجره تا درخت بستم. حالا هر دوازده حوله با هم آویزان بودند و همه‌شان دو ساعته خشک شدند.

بند دوم: جا، پس هر حوله با هم در ساعت خشک می‌شوند.

برای داریم .

بعد زیر تخت حولهٔ سیزدهم را پیدا کردم. سیزده حوله روی دو بند جا نمی‌شود و یکی باید نوبت دوم را صبر کند: دوباره چهار ساعت. یک حوله زمان را دو برابر کرد.

حولهٔ شمارهٔ : چون است، نوبت دوم لازم است و دوباره ساعت. یک حوله زمان را دو برابر می‌کند.

برای داریم .

حرف‌های کلمه‌ها: ۳۳۹ ← ۱۹۰ ← ۵۵.

نمادها را چطور بخوانیم

  • گرد کردن به بالا؛ نزدیک‌ترین عدد صحیح بزرگ‌تر یا مساوی
  • ضرب در
  • بزرگ‌تر از
  • a بر b؛ a تقسیم بر b