نامه
قفسهٔ ابزار
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
همسایهٔ عزیز، ممنون که دریلت را سه روز به من قرض دادی. قفسههای من بالاخره صاف شد.
همسایهٔ عزیز، ممنون که دریلت را روز قرض دادی. قفسههایم صاف شد.
ممنون؛ قرض روز.
به خرید یک دریل فکر کرده بودم که شصت سکه است. اگر به جایش روزی دو سکه کرایه بدهم، باید سی روز کرایه کنم تا خرید ارزانتر شود. من سالی حدود شش روز دریل لازم دارم، پس کرایه فقط دوازده سکه در سال برایم تمام میشود.
خرید سکه است و کرایه روزی سکه، پس سربهسر در روز. من سالی روز لازم دارم و .
خرید و کرایه . سربهسر وقتی است. برای من و .
حالا یک فکر دارم: ده خانوادهٔ همسایه، هر کدام یک ابزار روی یک قفسهٔ مشترک بگذارند. هر خانواده فقط یکی میدهد، ولی ده ابزار برای استفاده دارد.
ده خانواده، هر کدام ابزار روی قفسهٔ مشترک: ابزار برای استفادهٔ هر خانواده.
برای هر خانواده ابزار.
اگر موافقی، ده اسم را روی یک برگه مینویسم. همسایهات.
اگر موافقی، اسم را روی یک برگه مینویسم. همسایهات.
اسم، یک برگه. همسایهات.
حرفهای کلمهها: ۳۶۷ ← ۱۹۶ ← ۷۶.
نمادها را چطور بخوانیم
- پس؛ نتیجه میشود
- کوچکتر از
- ضرب در
- شصت تقسیم بر دو