قصه
چانهزنی
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
فروشنده برای یک کلاه پنجاه سکه میخواست و خریدار سی سکه پیشنهاد داد.
فروشنده سکه خواست و خریدار سکه پیشنهاد داد.
خواسته و پیشنهاد .
هر کدام در دلش حدی داشت: فروشنده زیر سی و شش سکه نمیفروخت و خریدار بالای چهل و پنج سکه نمیخرید. آنها وسط راه به هم رسیدند، یعنی چهل سکه.
حد فروشنده و حد خریدار بود. میانگین است و .
حدها و ؛ قیمت است، پس .
خریدار با یک سکهٔ پنجاهتایی پرداخت کرد و ده سکه پس گرفت.
خریدار با سکهٔ پرداخت کرد و سکه پس گرفت.
پسگرفته .
هر دو سود کردند: خریدار پنج سکه کمتر از حدش داد و فروشنده چهار سکه بیشتر از حدش گرفت. معامله وقتی ممکن است که حد فروشنده از حد خریدار بیشتر نباشد؛ هر قیمتی از سی و شش تا چهل و پنج جواب میداد.
سود خریدار و سود فروشنده شد. معامله وقتی هست که .
سودها و ؛ معامله وقتی است که .
حرفهای کلمهها: ۳۴۵ ← ۱۳۴ ← ۵۶.
نمادها را چطور بخوانیم
- A به علاوهٔ O، تقسیم بر دو: میانگین A و O
- عضو است در؛ متعلق است به
- کوچکتر یا مساوی
- بازهٔ s تا b