قصه
معاوضهٔ کارتها
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
من دوازده کارت داشتم و دوستم هشت کارت. دو جای آلبوم من خالی بود و دو کارت کمیابی که آن جاها را پر میکرد، پیش دوستم بود.
من کارت داشتم و دوستم کارت. دو جای آلبوم من خالی بود و دو کارت کمیاب پیش او بود.
کارتها: من و دوست . دو کارت کمیاب لازم دارم.
در بازی ما یک کارت کمیاب به اندازهٔ سه کارت معمولی ارزش دارد. پس دو کارت کمیاب شش کارت معمولی میارزد و من شش کارت تکراریام را پیشنهاد دادم.
کارت کمیاب و کارت معمولی با برابرند، پس و من کارت تکراری دادم.
کارت معمولی است؛ پس .
دوستم قبول کرد. بعد از معاوضه من هشت کارت داشتم و او دوازده کارت؛ به نظر معاملهای بد برای من میآمد.
بعد از معاوضه من کارت داشتم و او کارت.
پس و .
ولی جمع کارتها هنوز بیست بود، چیزی گم نشده بود و آلبوم من بالاخره پر شد. معاوضه کارت تازه نمیسازد؛ هر کارت را به دستی میبرد که برایش ارزش بیشتری دارد.
جمع کارتها است. چیزی گم نشد و آلبوم من پر است.
و ولی آلبوم پر است.
حرفهای کلمهها: ۳۹۰ ← ۱۷۱ ← ۶۴.
نمادها را چطور بخوانیم
- r مساوی سه c: یک کارت کمیاب به اندازهٔ سه کارت معمولی میارزد
- m پریم: کارتهای من بعد از معاوضه
- f پریم: کارتهای دوستم بعد از معاوضه
- کوچکتر از