قصه
مسابقهٔ املا
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
سیودو بچه در مسابقهٔ املای مدرسه نامنویسی کرده بودند. در هر دور به هر کس یک واژه میرسید و نیمی از بچهها به دور بعد میرفتند.
بچه؛ در هر دور هر کس واژه میگیرد و نیمی از بچهها میمانند.
در آغاز بچه؛ بعد از دور تعداد میماند: .
پس بعد از دور اول شانزده نفر ماندند، بعد هشت نفر، بعد چهار نفر و بعد دو نفر. بعد از پنج دور فقط یک نفر میماند.
میشود. بعد از دور یک نفر میماند، چون .
.
من یکی از دو نفر آخر بودم. واژهٔ پایانی «خواهر» بود. پنج حرف دارد و من فقط چهار حرف نوشتم، چون «و» را جا انداختم.
من یکی از نفر آخر بودم. واژهٔ پایانی «خواهر» بود که حرف دارد و من حرف نوشتم، یعنی .
آخر: نفر. واژهٔ «خواهر»: .
داوران در کل شصتودو واژه خواندند و سیویک بچه از مسابقه بیرون رفتند، یعنی همه بهجز برنده. من هم یکی از آن سیویک نفر بودم، ولی آن واژه را هرگز فراموش نمیکنم.
واژههای خواندهشده بودند و بچههای حذفشده نفر. من یکی از آن نفر بودم، ولی آن واژه را فراموش نمیکنم.
و .
حرفهای کلمهها: ۳۷۶ ← ۲۰۵ ← ۴۴.
نمادها را چطور بخوانیم
- سپس؛ میرود به
- دو به توان پنج
- n اندیس k تقسیم بر دو: نصف بچهها
- کوچکتر از