دستور پخت
برنج
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
برنج سه چیز میخواهد: برنج، آب و نمک، و یک چیز دیگر، که زمان است. برای هر پیمانه برنج، یک پیمانه و نیم آب و نیم قاشق چایخوری نمک بردار.
برنج را با آب، نمک و زمان میپزیم: (برنج ، آب ، نمک ، زمان ). به ازای پیمانه، پیمانه آب و قاشق چایخوری نمک لازم است، یعنی .
برنج ، آب ، نمک ، زمان و پخت ؛ نسبت (پیمانه، پیمانه، قاشق).
برنج را سه یا چهار بار بشور تا آبش روشن شود، بعد بگذار نیم ساعت خیس بخورد. برنجِ خیسخورده یکدست میپزد؛ برنجِ خیسنخورده بیرونش نرم و درونش سفت میماند.
یا بار بشور تا آب روشن شود و دقیقه بگذار خیس بخورد. اگر خیس بخورد، برنج یکدست میپزد؛ اگر نه، بیرونش نرم و درونش سفت میماند.
شستن بار ، یا ؛ خیس ، . اگر پس یکدست ؛ اگر پس بیرون نرم ، درون سفت.
آب را به جوش بیاور، نمک و برنج را بریز، و وقتی دوباره جوشید، شعله را تا آخر کم کن و در را بگذار. بیست دقیقه، و در را برندار.
آب را بجوشان، نمک و برنج را بریز؛ وقتی دوباره جوشید، شعله را کم کن و در را بگذار. دقیقه، و در بسته میماند.
جوش ، شعله ؛ و ، در بسته .
شعله را خاموش کن و ده دقیقهٔ دیگر بگذار بماند. دانهها در بخارِ خودشان میپزند.
شعله را خاموش کن و دقیقه صبر کن. دانهها در بخار خودشان میپزند.
شعله و صبر ؛ بخار ، دانه ، .
دو پیمانه برنج چهار نفر را سیر میکند، چون برنج در پختن تقریباً سه برابر میشود: دو پیمانهٔ خشک حدود شش پیمانهٔ پخته میشود، یک پیمانه و نیم برای هر نفر. برای هشت نفر برنج و آب را دو برابر کن، اما زمان را نه.
پیمانه برنج برای نفر کافی است. پخته حدود برابر خشک میشود، پس پیمانه، و پیمانه برای هر نفر. برای نفر برنج و آب برابر میشود، اما زمان همان میماند.
برای نفر ؛ خشک ، پخته ، هر نفر. برای نفر ؛ .
حرفهای کلمهها: ۵۱۳ ← ۴۱۱ ← ۱۳۵.
نمادها را چطور بخوانیم
- تابعی از R و W و S و t: ساخته از آنها
- a به b: نسبت
- یکدوم؛ نیم
- بعد؛ سپس
- پس
- نه؛ نقیضِ
- متناسب با
- متناسب نیست با