همهٔ قصه‌ها

وصف

تارِ عنکبوت

پیش‌نویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.

روی هر بند بزن تا کلمه‌هایش را ببینی.

صبح سرد، حصار باغ پر از تار است و روی هر تار قطره‌های ریز شبنم نشسته. عنکبوت هشت پا دارد، نه شش تا مثل حشره‌ها، و تارش را در تاریکی با همین پاها می‌تند.

صبحی سرد: شبنم روی تارها. عنکبوت پا دارد و حشره فقط تا.

پاها: .

اول از مرکز، رشته‌های راست می‌کشد، مثل پره‌های چرخ، بیست‌وچهار تا. آن‌ها به‌طور مساوی دور تا دور پخش‌اند، پس زاویهٔ بین دو پرهٔ کناری سیصد و شصت درجه تقسیم بر بیست‌وچهار است، یعنی پانزده درجه.

پره به‌طور مساوی پخش‌اند، پس زاویهٔ بین دو پرهٔ کناری است.

.

بعد یک رشتهٔ بلند را مارپیچ دور پره‌ها می‌تند. فرض کن تار سی دور دارد و هر دور دو سانتی‌متر دورتر از قبلی است؛ پس شعاع دورها دو و چهار و شش و همین‌طور تا شصت سانتی‌متر است. طول هر دایره دو پی ضربدر شعاعش است.

مارپیچ دور دارد و هر دور سانتی‌متر دورتر است: شعاع‌ها سانتی‌متر. دایره‌ای به شعاع طول دارد.

و .

سی دایره را جمع می‌کنیم: دو پی ضربدر دو ضربدر مجموعِ یک تا سی، و آن مجموع چهارصد و شصت‌وپنج است. جمع کل حدود پنجاه‌وهشت متر نخ می‌شود، در تاری که کمی بیش از یک متر پهنا دارد.

جمع: سانتی‌متر، حدود متر نخ در تاری که کمی بیش از متر پهنا دارد.

.

حرف‌های کلمه‌ها: ۵۳۲ ← ۱۹۹ ← ۵.

نمادها را چطور بخوانیم

  • مجموعِ
  • پی
  • تقریباً
  • سیصد و شصت درجه
  • و همین‌طور تا
  • دو پی r: طولِ دایره