نامه
نامه دربارهٔ یک سایه
پیشنویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.
روی هر بند بزن تا کلمههایش را ببینی.
دوست عزیز، یک چوب یکمتری را راست در زمین صاف فرو کردم و هر ساعت سر سایهاش را نشان زدم. صبح سایه بلند بود، تا نیمروز کوتاهتر و کوتاهتر شد و بعد دوباره بلند شد.
دوست عزیز، چوبی به طول متر را راست فرو کردم و هر ساعت سر سایه را نشان زدم: بلند، کوتاهتر، کوتاهترین در نیمروز و دوباره بلند.
چوب ، سایه ؛ ظهر یعنی .
کوتاهترین سایه، ظهر واقعی است. در زمستان سایه دو متر شد؛ در تابستان همان چوب فقط سی سانتیمتر سایه داشت.
کوتاهترین سایه یعنی ظهر. در زمستان متر؛ در تابستان متر.
زمستان ، تابستان .
سایه و بلندی خورشید به هم بستهاند: سایه برابر است با بلندی چوب تقسیم بر تانژانت زاویهٔ خورشید. سایهٔ دو متری یعنی خورشید حدود بیستوهفت درجه بالا آمده؛ سایهٔ سیسانتیمتری یعنی حدود هفتادوسه درجه.
و متر. زمستان: . تابستان: .
؛ و .
تفاوت دو فصل حدود چهلوهفت درجه است، دو برابر کجی محور زمین که بیستوسه درجه و نیم است. یک چوب و یک خطکش میتوانند کجی یک سیاره را اندازه بگیرند. سایهٔ خودت را اندازه بگیر و برایم بنویس!
، یعنی دو برابر کجی محور زمین. یک چوب، یک سیاره را اندازه میگیرد. سایهٔ خودت را برایم بنویس!
.
حرفهای کلمهها: ۴۹۴ ← ۲۲۲ ← ۲۸.
نمادها را چطور بخوانیم
- تانژانت آلفا
- آرکتانژانت؛ زاویهای که تانژانتش این است
- اس مینیمم: کوتاهترین سایه
- درجه
- تقریباً برابر
- پس؛ نتیجه میشود