همهٔ قصه‌ها

درس زندگی

یاد گرفتن از خطا

پیش‌نویس: نوشتهٔ یک دستیار هوش مصنوعی؛ هنوز معلمی آن را بررسی نکرده است.

روی هر بند بزن تا کلمه‌هایش را ببینی.

دارم یاد می‌گیرم توپ را در سبد بیندازم. پرتابِ اولم صد سانتی‌متر خطا دارد و بیش از اندازه به راست می‌رود.

پرتابِ اول: خطای سانتی‌متر.

رها نمی‌کنم و دوباره همان‌طور هم پرتاب نمی‌کنم. به خطا نگاه می‌کنم و بخشی از آن را درست می‌کنم: بعد از هر پرتاب، هفتاد درصدِ خطای قبلی باقی می‌ماند. پس خطا می‌شود ۱۰۰، بعد ۷۰، بعد ۴۹، بعد ۳۴٫۳.

بعد از هر پرتاب هفتاد درصدِ خطا می‌ماند: ، پس . یعنی ، و .

سبد هر پرتابی را که خطایش کمتر از ۲۰ سانتی‌متر باشد قبول می‌کند. پرتابِ پنجم ۲۴٫۰۱ خطا دارد و بیرون می‌ماند، ولی پرتابِ ششم ۱۶٫۸۰۷ خطا دارد و توی سبد می‌افتد.

سبد خطای کمتر از سانتی‌متر را می‌پذیرد. ولی ، پس پرتابِ ششم می‌افتد. بنابراین و کوچک‌ترین برابر است.

،

اگر چیزی را عوض نکنم، خطا برای همیشه ۱۰۰ می‌ماند و توپ هرگز توی سبد نمی‌افتد. خطایی که از آن استفاده کنم کوچک می‌شود و به صفر نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود. کسی که هیچ‌وقت خطا نکند، راه اصلاح را هم نمی‌داند.

اگر چیزی را عوض نکنم، برای هر داریم . اگر از خطا استفاده کنم، .

؛

حرف‌های کلمه‌ها: ۴۵۹ ← ۱۷۶ ← ۰.

نمادها را چطور بخوانیم

  • e n+۱ برابر ۰٫۷ ضرب در e n: هر بار هفتاد درصدِ خطا می‌ماند
  • پس؛ نتیجه می‌دهد
  • وجود دارد
  • به ازای هر
  • حد وقتی n به بی‌نهایت میل می‌کند
  • کوچک‌تر از